تبليغاتX
تلنگری بر روح


تلنگری بر روح

عده ای همیشه دنبال پاداشن ...

دنبال این هستن که اگر کاری برای دیگری یا حتی برای خدا انجام میدن سریع مزد اون کار رو دریافت کنند.

خدا هم کارش بی حساب کتاب نیست که حالا جناب عالی فلان کار خیر رو انجام دادی سریع پاداش بده .

مثلا نوجوون چهل شب نماز شب میخونه !!!

شب چهلم میگه ای خدا چرا من  مرده زنده نمیکنم ؟چرا شفا نمیدم ؟

قراره کار فقط برای خدا باشه ...اگر مزدی بهت دادن که نوش جانت اما اگر ندادن خوب برای پروردگارت

و صاحب یک خدمتی رو که وظیفت هم بوده انجام دادی .

در عین مذهبی بودن و باخدا بودنمون ....منتظر این هستیم که بعداز هر عملی پاداش بگیریم

و عده ای از ما این قانون رو قبول نداریم !!!اگر خدامزدمون رو نداد خودمون دست به کار میشیم.

یا اون کار خیرمون رو جار میزنیم ....(ریــــا )  یا بزرگ جلوش میدیم (دروغ )

کار رو دست خدا نمسپاریم .... اجازه نمیدیم خدا هرموقع خودش صلاح میدونه ما رو بالا ببره .

برای همین خدا گاهی اوقات جلوتو میگیره ... (برای من زیاد اتفاق افتاده )

مثلا تو بسیار زبان فصیح و نافضی داری و به راحتی میتونی برای یک جمع بزرگ سخنرانی کنی  

و جوری سخنرانی کنی که هیچ کس نتونه سوتی ای از حرفات بگیره. اما اهل ریا هستی .

میخوای این قدرت حرف زدنت رو به رخ دیگران بکشی ...اینجا خدا جلوتو میگیره .

تو که اونقدر زیبا سخن میگفتی حالا که میخوای ریـــا کنی و نیتت از حرف زدن حل مشکلات  

و گره ها و رسوندن افراد به خدا نیست زبانت و لحنت و سخنانت میشه الکن .

چرت وپرت تحویل مردم میدی .....

برای ساعاتی هر چی میخوای حرف بزنی و نطق کنی و حرف زدنت رو به رخ دیگران بکشونی نمیشه .

چند وقت پیش با پدرم داشتیم حرف میزدیم من میخواستم محض ریا (قربتن الا لله )

جریانی رو برای بابا تعریف کنم !آقا هر چی خواستم حرف بزنم به "ته ته پ ته " افتاده بودم .

اصلا نمیشد حرف بزنم آخرشم بجای اینکه نشون بدم چقدر قشنگ برای اون آدم مغرض نطق کردم .....

رسید به جایی که الکن بودن زبان خودم رو به پدرم ثابت کردم .

آقا جون ریا نکن ....واسه چی اینقدر گنده میای واسه مردم ؟

حالا اگر راست باشه که میشه ریــــا !!!اگر دروغ هم باشه که میشه خالی بندی و گناه ...!!!!

اگر یک کار مثبتی انجام دادی و یا در جایی شانسی آوردی و ویا چیز خوبی در دستو بالته

اگر دوست داری اون رو از دست ندی و ادامه داشته باشه

و خدا بخاطر صبرت اون محسنات رو اضافه کنه لطفا دربارش با کسی حرف نزن.

جنبه داشته باش .... خدا خودش به مورور زمان بزرگت میکنه .

و خدا گفته که  تو کار نیک کردی ریــــا نکن من کار کوچیک تو رو در چشم مردم بزرگ جلوه میدم .

بطور مثال شما در جایی از حق مظلومی حمایت کردی یا با لحنت یا با عملت یا با مال و جانت !

و منتظری خدا این عملت رو به چشم مردم بزرگ جلوه بده و مردم بفهمنند که تو آدم خیری هستی و جوانمردی .

اما هرچی منتظر میشی میبینی خدا اون عملت رو به چشم دیگران جلوه نداد.

دو دلیل داره که اولین دلیلش اینکه:

خدا میخواد تو اخلاص در کار رو بفهمی و یاد بگیری !

خدا میخواد تو عادت کنی که کار خیر رو صرفا برای ثواب انجام ندی  

و اگر یک زمان هواست نبود فراموش کنی ،به طور غیر ارادی و ناخودآگاه فراموش کنی  .

اونجاست کار میشه برای خود خدا بعد پاداشی که خدا برای کار خالصانه میده هزاران برابر بیشتره....

 دلیل دومش هم اینکه:

خدا میخواد ببینه تو واقعا صبرت چه اندازه است و اگر خدا کارتو رو جلوه نداد

خودت میری سمت تعریف و تمجید از خودت یا نه میگی کار ما برای خدا بود

مزدمون رو هم از خودش میخوام ! چیکار دارم که مردم بگن به به .احسنت گفتن مردم به چه دردم میخوره ؟

تو دنبال این نباش که خودتو به همه نشون بدی تو دنبال این نباش که هنره خودتو به همه اثبات کنی.

شما اگر نیتت از انجام کاری کسب شهرت و مقام نباشه به خودی خود در چشم مردم گل میکنی

چون مردم میفهمند ،درک میکنند و مردم از آدمهایی که خودشون رو

به در و دیوار میزنن تا در دل اونها جا باز کنند برای کسب شهرت اصلا خوششون نمیاد .

تازه این یک طرفه داستانه ، طرفه دیگه خداست که میفرماید :

 تو خودت رو بزرگ ندون من خودم  از مسیری که به صلاحته ، تو رو به شهرت میرسونم .

دنبال شهرت مردم نباش ، من دوست دارم تو شهرت رو از خودم بخوای ،میدونی چرا؟

چون شهرتی که من بهت میدم رو فقط خودم میتونم ازت بگیرم.

 چرا میری سمت شهرت هایی که زودگذره؟!  مردم با کسی عقد اخوت نبستن.

تا زمانی که تو سودی براشون داشته باشی بیادتن !

فردا روز که از مد افتادی و بدرد افراد بادمجون دور قاب چین نخوردی ،

همونا که تو رو مشهور کردن از شهرت میکشنت پایین و یکی دیگه رو جات میزارن.

زمانی که توان تو در سرویس دهی تموم شد رفته رفته میزان اعتبار تو و شهرتت هم کاهش پیدا میکنه

هر چند منکر این نمیشم که باید تمام تلاشت رو بکنی تا درکاری که هستی و رشته ای که هستی گل کنی .

خیییلی از افراد تنبل و بیکار که میگن آقا کار نیست !کار کجا بوده ؟

باید استعداد خودشون رو پیدا کنند و سعی کنند در همون رشته گل کنن.

وقتی در رشته ای گل کردی و استاد شدی دیگه نیازی نیست تو دنبال کار بگردی

دیگران میان دنبال تو برای کار ....پس نگو کار نیست ....کار هست ...

شما چون عورضه ی کار کردن رو نداری یکی دیگه از تنبلی تو سوءاستفاده کرده

وجایی که تو قرار بوده رئیس باشی رو پر کرده .

 خدا به همراتون یاعلی

 

نوشته شده در 91/02/27ساعت توسط علی صفار | |

عده ای از ما (از جمله خود بنده) وقتی با افرادی برخورد میکنیم که واقعیت رو میبینند اما قبول نمیکنند

زود برآشفته میشیم ، عصبی میشیم ، داغ میکنیم و جنجال راه میندازیم.....

مثلا از یک آدمی اشتباهی رو میبینی و سعی میکنی به هزار روش مختلف بهش ثابت کنی

که این کاری که کردی اشتباه بوده اما اون فرد با هزار دلیل و برهان علکی منکر قضیه میشه

بعد از مدتی میبینی همون فرد داره کسه دیگه ای رو که همون اشتباه رو مرتکب شده

امر به معروف و نهی از منکر میکنه !!!! آدم دوست داره مغز اینجور افراد رو زیر دندوناش له کنه !!!

 خوب بابا توکه خودت قبول داری این کارت اشتباهه چرا قبول نمیکنی ؟

حالا تکلیف چیه ؟ باید با اینجور افراد چطور برخورد کرد ؟باهاشون قطع رابطه کرد ؟ تحملشون کرد ؟

 گلاهی اوقات این افراد نزدیکترین شخص ها به انسان هستند!اینجا تکلیف چیه ؟

 با افراد مغرض اصلا نباید جانب افراط رو بگیری

نباید جنجال راه بندازی بخاطر اینکه از فلانی فلان اشتباه رو دیدی ؟!؟!؟

اون دینش مشکل داره شما امر به معروف کن ... ایا قبول میکنه یا نمیکنه به تو ربطی نداره !

همون خدایی که فرعون رو آفرید و میگفت "بنده ی من فرعون"خدای این بنده ی مغرض هم هست .

خدا باید نگران این بندش باشه .....چرا تو حرص یخوری ؟

ماها بعضی اوقات دلمون برای چیز هایی میسوزه که نباید بسوزه!

چرا منو راهنمایی میکنی وقتی میدونی من روزمرگی هام با تو فرق داره ؟!

چرا علی صفار که میدونه فاز فلانی با با فاز خودش متفاوته ، دائم در حال موعظه کردنشه ؟

بابا اون فکرش ... آرزوهاش با تو فرق میکنه !!!

چرا میخوای بزور اون رو از مسیری که انتخاب کرده بیاری تو مسیر خودت ؟

شاید مسیر تو با شخصیت اون فرد سازگار نباشه !!!! بابا اصلا زندگیه اون به توچه ؟!؟!؟

به داستانی که میگم خوب دل بده :

عطر فروشی رفت سراق یک چاه کنی بهش گفت بیا برای ما یک چاه فاضلاب بکن .

چاه کن گفت باشه فردا میام .

فردا اومد تا وارد خونه ی این شخص عطر فروش شد از بوی عطر غش کرد .

هر چی آب آوردن ،گلاب آوردن این هی حال بدتر شد.

تا این که یکی از رفقای این چاه کن از راه رسید و گفت آقا چیکار میکنی ؟!! کشتینش دیوانه ها !!!

این تا بحال بوی خوش به مشامش نرسیده !توالت خونتون کجاست ؟سریع اینو منتقل کنین اتاق wc !

آقا اینو بردن توی دستشویی یکمی که گذشت دیدن رنگ و روی این آقای چاه کن برگشت و بهوش اومد .

ازش پرسیدن چی شد چرا حالت بد شد ؟

گفت بابا این چه بوی گندی بود که توی خونتون میومد ؟خفمون کرد آمو؟

عطر فروش گفت بابا این بوی عطره ! بوی گلابه ! بوی گند چیه ؟؟

چاه کنه وسایلشو برداشت گذاشت رو کولشو رفت از درب خونه بیرون و گفت :

این درب توالت تون رو باز بزارین یکمی بوی خوش بیاد تو خونتون !

منظور اینکه گاهی اوقات حتی ژنتیک افراد جوریه که ما نمیتونیم تغییرش بدیم !

بقول پدرم درخت تا نهاله و خشک نشده میشه حالتش داد و کج و راستش کرد

اما اگر همونجور کج بزرگ شد و تنش خشک شد دیگه نمیتونی صافش کنی ،

اگر به زور هم متوسل بشی اون شاخه راست نمیشه ، میشکنه .

امر به معروف واجبه؟ میدونم ........ نهی از منکر واجبه ؟ اونم میدونم .......

اینم میدونم که دست دیگران رو گذاشتن تو دست خدا چقدر لذت داره ! چقدر ثواب داره !

اما وقتی خودش از بد بودن خودش داره لذت میبره ، تو فقط میتونی براش دعا کنی .

شاید این فرد عشقت هم باشه !!!!

اشتباه عشقت رو انتخاب کردی برادرم و خواهرم .....

هنوز هم میخوای اشتباهت رو ادامه بدی ؟دل بکن !

 شاید سخت هم باشه ....که صد در صد هم سخت و دشواره ....

 وقتی ببینی کسی رو که دوستش داری رو داری از دست میدی .....

اما اون تناقض داره با فرهنگ تو ،با افکار تو ،با خانواده ی تو ، با مسیر تو و با شاخص های تو ....

چطور میخوای اینهمه تناقض رو حل کنی ؟

گاهی اوقات که این مطالب رو مینویسم گریه ام میگیره

ازین که هر چی توی گوش عده ای از نزدیکانت حرف میزنی  انگار نه انگار که نگرانشونی ،دلواپسشونی!

 و مجبوری با اینکه خیلی دوستشون داری ولشون کنی

تا سرشون به سنگ بخوره و خودشون دوباره برگردن به جایی که اول بودن.

"دوستی با افراد مغرض"

افرادی تصمیم میگیرند برن تو جمع یک عده مغرضه کافر تا اونها رو بکشونن سمت دین .....

و اتفاقا دین خودشون رو هم از دست میدن ( میان ابرو رو درست کنن میزنن چشمم کور میکنن)

پس توصیه میشه با اینجور افراد اصلا قاطی نشیم.

حالا شما اومدی به عنوان یک پسر ..... عاشق دختری شدی که قید و بندی نداره

کسیه که دین داشتن یا نداشتن براش مهم نیست، اهمیتی نداره .

و با خودت میگی میارمش تو راه ....این دختری که من عاشقش شدم انعصاف پذیره ....چادری میشه .

تو چرا به این فکر نمیکنی که این خانم با این طرز تفکر قرار چه جور مادری برای فرزندانت باشه ؟

دختری که الان پوشیده بودن و ارتباط با جنس مخالف ، براش چندان اهمیتی نداره !!!

چجور همسری برای تو و چجور مادری برای پسرا و دخترای تو خواهد بود ؟

ووقتی شما عاشق میشی کلا مغزت میشه "shut dowe " !!!! توان انتخاب درست رو نداری .

و اگر کسی رو نداشته باشی که راهنماییت کنه شما مسیر اشتباه رو انتخاب میکنی .

خدا به همراتون یاعلی

 

 

نوشته شده در 91/02/17ساعت توسط علی صفار | |

 

توکل سه تا مدل داشت یادتون که نرفته :

اول ............ توکل زبانی ، دوم ............ توکل اعتقادی ،  سوم (توکل قلبی)

"توکل قلبی"

توکل قلبی نه مثل توکل زبانی مادی بدست میاد ......و نه مثل اعتقادی خدا برات راه روباز میکنه ....

در توکل قلبی تجربه حرف اول رومیزنه ....

من هر چی فکر کردم نتونستم این توکل قلبی رو برات توضیح بدم و باز کنم .

به ناچار برات مثال میزنم ،

چند وقت پیش یکی از رفقا اومد پیشم و جریانی رو برام تعریف کرد که من ربطش میدم به همین توکل قلبی

(این رفیقمون انگشترای بدلی میفروشه  توی بازار رضا مشهد)

میگفت: روی صندلی نشسته بودم که پیر مردی با کمر خمیده و چهره ای روستایی و ساده اومد کنارم

 و شروع کرد انگشترا رو نگاه کردن .کمی گذشت بهم گفت :

پسرم من یک انگشتر نقره دارم که دلمو زده ،چهل هزار تومن نقره اش شده ، این انگشتر رو از من بگیر

یک انگشتر خوب ازین انگشترای خودت بهم بده .با انصاف خودت.

میگفت وقتی این پیره مرد ساده ی پخمه ، این حرفو زد من برای یک لحظه ساکت شدم

دور و برمو نگاه کردمو گفتم کو ببینم انگشترتون رو حاج آقا !؟!؟!

انگشترشو آورد بیرون دیدم بله ، رکابش نقره است اونم چه نقره ای ! سنگشم عقیق یمنی اصله ....

کمه کمش الان 140 هزار تومن ازم میخرن .....

تو همین فکرا بودم ..... با خودم گفتم خوب انگشترای ما گرونش 3500 تومنه

من اگر این انگشتره مثلا صد هزار تومنی رو با یک انگشتر 3500 تومنی عوض کنم

نزدیک 96500 تومن کلاه گذاشتم سر این پیر مرده بنده خدا . 

همه چیز آماده بود برای یک سود صد در صدی ....همه چیز آماده بود برای 96500 تومن سود شیرین ....

اما یک دفعه یاد خدا افتادم که راحت میتونه  به جای 96500 تومن 96میلیون تومن از پس بگیره ....(توکل قلبی)

یک دفعه یاد این افتادم که خدا به جای 96500 تومن میتونه 96 میلیون تومن بهم بده .... (توکل قلبی)

خوب منکه میدونستم آخر این پول به مزاج من شیرین نمیاد ....

همون جا رو کردم به حاج آقا گفتم :حاجی جون هواست کجاست ؟!!!!انگشترای من گرون ترینش 3500 تومنه !

شما خودت میگی 40 هزار تومن فقط نقره های این انگشترت شده !!!

 بعد چجوری میخوای اینا رو باهم عوض کنی ؟ هواست نیست ها !؟!!؟

باید خودت لمس کنی که برای 100 هزار تومن (که الان پولی حساب نمیشه) پدر خودتو در آوردی ،

گناه کردی ، کلی استرس رو بجون خریدی ،عاقبتتم تباه شد و حالا بهش نرسیدی .... 

و باید خودت لمس کنی که وقتی ازون 100 هزار تومن گذشتی خدا 100میلیون تومن بهت عوضش رو میده .

اینجا دیگه به قلبت میشینه .....

وقتی یک پولی رو نیاز داری و راحت میتونی از راه حرام اون پول رو جور کنی سریع یک توکل قلبی میکنی

و جلوی خودتو میگیری ....توکل میکنی به خدا ...این آدم میدونه دیگه همه ی کارا دست خداست

50 تومن و صد تومن و هزار میلیارد تومن هم جور کردنش دست خداست ...

بعد منه جوون وقتی عاشق میشم و شکست عشقی میخورم وقتی بهم میگن توکل کن

فکر میکنم دارن مسخرم میکنند ....یا دارن در مورد یک عمل بسیار سنگین حرف میزنن .

نه آقا جون همین مطلبی رو تا الان داری میخونی رو دو بار ، سه بار دیگه بخونی ملکه ی ذهنت میشه

 بعد خودت میفهمی باید چیکار کنی !!!!

کتاب جامع الاحادیث امام رضا (علیه السلام) صفحه ی 360 حدیث 553

امام رضا فرمودند : توکل درجاتی دارد که یکی دیگر از درجات توکل این است که

به غیب های خدا ، که در علم تو نگنجد ایمان داشته باشی

و علم آنها را به او واگذاری و به او اعتماد داشته باشی .

 

"اتـــمام حجت"

اگر به این سه مسیر توکل یعنی :توکل زبانی 2- توکل اعتقادی  3- توکل قلبی

 رسیدی وحس کردی و باز هم توکل رو قبول نکردی یقین کن که اهل آتشی ، اهل جهنم هستی

 کما اینکه شاید دنیای ردیفی هم داشته باشی ...خونه ی آنچنانی ،ویلا با ژیلای ردیف و مرتبی ،ثروت هنگفتی و.....

اما قیامت که برسه شما در قعر جهنم تشریف میبرید .   چــــــرا ؟

چون 10 تا آدم اومدن از صد تا مسیر توکل بر خدا رو برای تو شرح دادن اما تو قبول نکردی .

خدا میگه حجت بر تـــو تمامه .... اونی که شنید و قبول نکرد ،فهمید و نپذیرفت ،

آدم مغرضه و آدم مغرض خوراک جهنمه ،جاش توی فاضلاب های جهنمه .

اونی که راه رو عوضی میره که جهنمی نمیشه !

اونی که عوضی راه میره باید بفرستنش جهنم . آره فدات شم

خدا به همراتون یاعلی

  

نوشته شده در 91/02/08ساعت توسط علی صفار | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ